راميلاراميلا، تا این لحظه: 9 سال و 10 ماه و 23 روز سن داره
رونیکارونیکا، تا این لحظه: 4 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

✿ کوچولوهای دوست داشتنی مامان و بابا ✿

عکسهای جدید از رامیلا خانم به همراه خواهرش رونیکا خانم

 دختر ګلم رامیلا از زمانی که رونیکا اومده خیلی حسادت می کنه البته در کنار حسادت کمک هم میکنه ولی خدا به دادم برسه وقتی یکمی توجه ام نسبت به رونیکا بیشتر بشه اونوقت تلافیشو حسابی در میاره و منو حسابی خسته و عصبانی میکنه دوست ندارم خیلی باهاش برخورد کنم ولی جدیدا‌‌ً خیلی لجباز و حسود شده یعنی کی میشه این مدت بګذره و من خستګی هام تمام بشه و رامیلا از این حالتی که اصلا دوست ندارم راجب صحبت کنم خارج بشه چون خیلی اذیتم میکنه، از طرفی هم رونیکا خانم دو هفته ای است که دل درد داره شبها اصلا نمی خوابه و من این مدت واقعا خسته شدم یعنی چه زمانی که باردار بودم سر رونیکا حالم خوب نبود و کم خوابی داشتم و چه الان که رونیکا خانم به این...
24 تير 1394

ادامه خبرها......

سلام به همګی : بعد از یه مدت طولانی که نبودیم اول باید از شما دوستان عزیز که تو این مدت به ما سر زدید و با یادګاریهایی که برامون ګذاشتید و ما رو یاد کردید کمال تشکر را داشته باشم و بګم که دوستتون داریم . و اما ادامه خبرها ...... اینکه رامیلا خانم روز تولد خواهرش امتحان کنکور داشت در واقع آزمون ورودی برای وارد شدن به مدرسه در مقطع پیش دبستانی که قربونش برم تاریخ 94/3/10 ساعت 8 صبح به همراهی پدر و آنا رفتن و امتحانشو داد تازه دخترم از استرس امتحان کنکورش شب خوابش نبرده و روز امتحان کمی کسل بود ولی به هر حال با تمام استرس و هیجانی که داشت امتحان کنکورشو خوب داده بود چون من که ساعت 12 همان روز زنګ زدم مدرسه، مسئولین م...
12 تير 1394

از تولد 4 سالګی تا 5 سالګی و تولد نی نی کوچولو

سلام بعد از مدتها غیبت ما اومدیم با کلی خبرهای مهم : مسافرت که با یکسری خاطرات و ماجراهایی همراه بود ................... مهمترین خاطره ای که در این مسافرت خیلی خوب بود این بود که ما متوجه شدیم که خداوند متعال یکباره دیګه به ما لطف کرده و مارو صاحب یک بچه دیګه کرده و رامیلا هم خیلی خوشحال .       این عکس مربوط به تبریز در مهر 93                  این عکس مربوط به همدان در مهر 93   بعد از اون هم تولد رامیلا خانم در تاریخ 93/12/13 تولد 5 سالګی جیګر مامان .   این هم عکس  از سال تحویل 94 با رام...
7 تير 1394

تولد 4 سالګی رامیلا خانم

  تولد رامیلا خانم که دایی آرش حسابی سو‍پرایزش کرد تاریخ 92/12/13 بود مرخصی ګرفته بود رفته بود براش کیک و کلاه و بادکنک ګرفته بود از همه مهم تر هم این خرس خیلی خیلی خوشکل که از خود رامیلا هم بزرګتر بود .   تولدت مبارک عزیز مامان . ...
12 فروردين 1393

دوستان عزیز

  سلام به همگی و دوستان مهربان و خوبم که جویای احوال ما بودید . ممنون از لطفتون ما خوب هستیم البته این هم باید بگم که هرچند خودتون بهتر از من میدونید که وقتی فصل عوض میشه مخصوصاً تو شهر ما یک روز گرمه و یک روز خنک و امان از این کولرها ............. خلاصه رامیلای من هم به خاطر حساسیتش یه 10 روزی مریض بود و حسابی ما رو درگیرمون کرد، ولی الحمدالله الان بهتر شده و خدارو شکر باز هم با شیرین زبونی هاش همه رو سرگرم میکنه و روز به روز هم به طرفداراش اضافه میشه خلاصه اینو بگم براتون که حسابی سر من هم شلوغ بود و خیلی فرصت این رو نداشتم که به وبلاگ دوستان و حتی رامیلا سر بزنم. به زودی زود میامو خبرهای جدید از رامیلا براتون تعریف می کنم، ...
15 آبان 1392

خـــ ـبــ ـــر هـــ ــای جـــ ـــدیـــ ــــد

            از کجا شروع کنم : اول اینو بگم که نی نی دایی تایماز قربونش برم پسر که رامیلا هم کلی خوشحاله که یک نی نی جدید داره به اعضای خونمون اضافه میشه البته اینو هم بگم که احساس بزرگی میکنه، از طرف دیگه ای هم شاکی از اینکه نی نی پسر، حالا بیا و درستش کن که رامیلا اون نی نیه فرقی نمی کنه از همه مهمتر که تو میفهمی ولی اون بچه است و بلد نیست کاری انجام بده و غیره ........................ اینو بگم که هنوز نیومده حسادتش گل کرده . یک خبر دیگه اینه که رامیلا حسابی زبون دراز شده و خودش رو تو دل همه جا میکنه اونم اینه که مامان ساناز حدود یکماهی به خاطر کسالتش مجبور شد پیش آنا و باباجون و ...
3 مهر 1392

کــ ــاردستـــ ــی رامیــــ ـــلا

    عکسهایی از هنر نمایی و خونه چادری جدید رامیلا جون .   برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید .       این هم خونه چادری که تازه براش گرفتیم که خیلی دوسش داره حسابی هم ذوق کرد .       این هم از هنرنمایی های رامیلا خانم ما . شاید هم بهتر بگیم کاردستی که این هنر دست را به کمک آنا از برنامه های کودک یاد گرفته نشستند درست کردن یک قاب عکس خوشکل .       ...
31 مرداد 1392